بازار سرمایه ایران در هفته نخست بهمنماه ۱۴۰۴ یکی از تلخترین و پرنوسانترین ادوار خود را تجربه کرد، هفتهای که در آن تابلوی معاملات بیش از آنکه نمایشگر واقعیتهای اقتصادی شرکتها باشد، آینهای تمامنما از هراس و نااطمینانی حاکم بر فضای کلان کشور بود. آغاز بهمنماه برای فعالان بازار سهام با شوکی عظیم همراه شد که نه تنها کانال روانی و تکنیکالی بسیار مهم چهار میلیون واحدی را در هم شکست، بلکه اعتماد شکننده سرمایهگذاران را نیز با چالشی جدی مواجه کرد. آنچه در این روزها بر تالار شیشهای گذشت، ترکیبی از ریسکهای سیستماتیک سیاسی، اختلالات فنی و تصمیمات هیجانی بود که منجر به فرار بیسابقه سرمایههای خرد شد و شاخصهای اصلی بازار را به اعماق جدیدی فرو برد تا خاطره ریزشهای تاریخی بار دیگر در ذهن سهامداران زنده شود.
سقوط آزاد شاخصها و کوچ بزرگ نقدینگی به پناهگاه امن
بررسی دادههای معاملاتی هفته اول بهمن ۱۴۰۴ روایتی دراماتیک از وضعیت بازار را ترسیم میکند، به طوری که شاخص کل بورس با افتی سنگین و ۱۰.۵ درصدی، نه تنها کانال چهار میلیونی را واگذار کرد بلکه تا ارتفاع ۳ میلیون و ۹۸۱ هزار واحد عقبنشینی کرد تا یکی از بدترین عملکردهای هفتگی خود را به ثبت برساند. همراستا با این سقوط، شاخص هموزن نیز که نماینده دقیقتری از کلیت بازار است با کاهشی ۹.۵ درصدی به سطح یک میلیون و ۲۵ هزار واحد رسید که نشان میدهد آتش فروش دامنگیر تمامی صنایع، از کوچک تا بزرگ شده است. اما نگرانکنندهترین آمار مربوط به جریان نقدینگی است؛ در این هفته حدود ۱۹ هزار میلیارد تومان پول حقیقی از بازار سهام خارج شد که با احتساب ماههای قبل، مجموع خروج پول از ابتدای سال را به رقم هولناک ۴۴ همت رساند. این نقدینگی سرگردان راهی جز بازارهای موازی نیافت و میانگین معاملات صندوقهای طلا را به بیش از ۲۰ هزار میلیارد تومان رساند، رقمی که اکنون از ارزش معاملات خرد سهام که به ۱۵ همت تقلیل یافته، پیشی گرفته است.
پیروزی تکسهمها در دریای سرخپوشی بازار
در میان طوفان سهمگین فروش که بیش از ۹۰ درصد نمادهای بازار را در خود بلعید و سهامداران را با زیانهای سنگین مواجه کرد، برخی نمادها همچون جزایری ثبات در این اقیانوس متلاطم ظاهر شدند. بررسیها نشان میدهد که عمده برندگان این هفته پرتلاطم، نمادهای تازهوارد و عرضهاولیهها بودهاند که هنوز تحت تأثیر جو عمومی بازار قرار نگرفتهاند؛ نمادهایی همچون «فهامون» و «چاپ» با ثبت بازدهیهای خیرهکننده بالای ۱۹ درصد و همچنین «قجام» و «واحیا» توانستند کام سهامداران خود را شیرین کنند و خلاف جهت آب شنا کنند. در نقطه مقابل اما لیست بازندگان بسیار طولانی است و نمادهای شاخصی همچون «ثامان»، «ولنوین»، «بوعلی» و «پارس» با ریزشهای سنگین حدود ۱۶.۶ درصدی، در صدر جدول زیاندهترینها قرار گرفتند و نشان دادند که در زمان هراس عمومی، حتی سهمهای بنیادی نیز از گزند فروشهای هیجانی در امان نیستند.
سایه جنگ، قطعی سیستم و بحران اعتماد
عوامل متعددی در شکلگیری این ریزش تاریخی نقش داشتند که مهمترین آن تشدید ریسکهای سیاسی و نظامی و قرارگیری کشور در دو راهی جنگ یا صلح بود؛ فضایی که با انتشار اخبار ضدونقیض و جنگ روانی، تابآوری سهامداران را به حداقل رساند. علاوه بر این ریسکهای سیستماتیک، مشکلات زیرساختی بازار نیز نمک بر زخم سهامداران پاشید؛ اختلالات عجیب در هسته معاملات و باگهای مشکوک در سامانههای آنلاین کارگزاریها که منجر به تأخیرهای ۱۰ تا ۵۰۰ ثانیهای در ثبت سفارشها میشد، شائبه دستکاری و بیعدالتی را تقویت کرد و ضربه نهایی را به اعتماد عمومی وارد ساخت. قطعیهای مکرر اینترنت و فضای مبهم رسانهای نیز مزید بر علت شد تا سهامداران عطای ماندن در بازار را به لقای آن ببخشند و نقد کردن دارایی را بر هر استراتژی دیگری ترجیح دهند.
روزنههای امید در پایان هفته و چشمانداز دیپلماتیک
با وجود تمام تلخیهای هفته گذشته، معاملات روزهای پایانی هفته و بهویژه چهارشنبه، سیگنالهای متفاوتی را مخابره کرد که میتواند نویدبخش تعادلی نسبی باشد. ورود حقوقیهای بازار و حمایت صندوقهای تثبیت و توسعه برای جمعآوری صفهای فروش، منجر به تعادل در برخی نمادها شد و ترمز ریزش تا حدودی کشیده شد. کارشناسان معتقدند که بازار اکنون به مرحله اشباع فروش رسیده و بسیاری از ریسکهای منفی در قیمتهای فعلی پیشخور شدهاند. چشمانداز آتی بازار بورس اکنون بیش از هر متغیر اقتصادی، به تحولات دیپلماتیک و نتایج سفر مقامات سیاسی نظیر آقای عراقچی به ترکیه گره خورده است. اگر اخبار مثبتی از کاهش تنشها مخابره شود و همزمان مقامات ارشد دولتی با حضور در تالار بورس حمایت روانی لازم را از بازار به عمل آورند، میتوان انتظار داشت که شاخص از همین سطوح حمایتی بازگردد، در غیر این صورت و با تداوم بلاتکلیفی، روزهای سختتری در کمین تالار شیشهای خواهد بود.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟