جعفر صارمی – پژوهشگر اقتصادی | جهان با ظهور و گسترش سریع هوش مصنوعی در آستانهی تحولی بزرگ و حتی انقلابی به وسعت انقلاب صنعتی قرار دارد. این فناوری، همچون بخاری که چرخهای صنعت را در قرن نوزدهم به حرکت درآورد، امروز ذهنها و ماشینها را به هم پیوند زده و آیندهای را نوید میدهد که در آن مرزهای امکانات تولید را به چالش کشیده است. ایران، سرزمینی با تمدنی دیرینه و ظرفیتهایی بیمانند، در برابر آزمونی تاریخی ایستاده که چگونه از این فرصت تاریخی برای ارتقای سطح تولید و کیفیت خود استفاده میکند.
بر طبق گزارش PwC Middle East پیش بینی شده است که هوش مصنوعی تا سال ۲۰۳۰ حدود ۱۵.۷ تریلیون دلار برای اقتصاد جهانی ارزش افزوده ایجاد میکند و در منطقه خاورمیانه بهتنهایی ارزشی بالغ بر ۳۲۰ میلیارد دلار خلق خواهد کرد. در این میان، کشورهایی مانند امارات متحده عربی و عربستان سعودی پیشتاز این انقلاباند؛ امارات قرار است تا سال ۲۰۳۰ حدود ۱۳.۶٪ از تولید ناخالص داخلی (GDP) خود و عربستان ۱۲.۴٪ از GDP خود را از طریق هوش مصنوعی تأمین کنند.
برنامه هفتم توسعه، با هدفگذاری جسورانهی رشد اقتصادی ۸ درصد، نقشهی راهی بلندپروازانه پیش روی این ملت نهاده است. اما این هدف، بدون غلبه بر چالشهای تولید از جمله کمبود بهرهوری و موانع ساختاری و همچنین بدون بهرهگیری از ابزارهای انقلابی مانند هوش مصنوعی، دستنیافتنی خواهد ماند. این فناوری، با توانایی خود در بهینهسازی فرآیندها، میتواند نقش مهمی در تحقق این هدف ایفا کند، مشروط به اینکه از نیروی انسانی جوان و تحصیلکرده در بخشهای کلیدی کشور برای غلبه بر تحریمها و بهبود زیرساختها بهخوبی استفاده شود.
چشمانداز جهانی
با توجه به اهمیت ارتقای زیر ساختهای هوش مصنوعی ایران نیز به دنبال آن است که در این مسیر قدم بگذارد. بر اساس گزارش Oxford Insights که در دسامبر ۲۰۲۳ منتشر شده، ایران در رتبه ۹۴ جهان و ۱۷ خاورمیانه از نظر سطح پذیرش هوش مصنوعی قرار داشته است. با این حال، در سال ۲۰۲۴ این جایگاه به ۹۱ جهان و ۱۶ خاورمیانه ارتقا یافته. هرچند این رتبه همچنان فاصله زیادی با کشورهای پیشرو دارد، اما نشاندهنده روندی رو به رشد در پذیرش هوش مصنوعی است. این موضوع در صورت برنامهریزی صحیح میتواند شتاب بیشتری بگیرد. این روند برای کشور ما با توجه به هدف گذاری رشد 8 درصدی در برنامه هفتم توسعه بسیار حائز اهمیت است.
از سوی دیگر کشورهایی که از نیروی انسانی متخصص و زیرساخت دیجیتال مناسب برخوردارند، بیشترین بهره را از هوش مصنوعی در افزایش تولید و رشد اقتصادی میبرند. ایران با بیش از ۴ میلیون دانشجو و تعداد بالای فارغالتحصیلان فنی، از این نظر ظرفیت قابل توجهی دارد. با این حال، موانعی همچون تحریمها که دسترسی به فناوری و سرمایه را دشوار کردهاند و از سوی دیگر ضعف زیرساختهای دیجیتال از جمله سرعت اینترنت که تنها ۲۰ مگابیت بر ثانیه است (در صورتی که در کرهی جنونی 200 مگابیت بر ثانیه است) چالشهای جدی برای ارتقای این تکنولوژی را بهم همراه دارد.
۱. افزایش بهرهوری در بخش صنعت و تولید
یکی از مهمترین تأثیرات هوش مصنوعی در صنعت، افزایش بهرهوری تولید و کاهش هزینههاست که میتواند برای ایران نیز فرصت بزرگی ایجاد کند. مطالعات مختلف نشان میدهند که صنایع با استفاده از این فناوری میتوانند هزینههای تولید را تا ۲۰ درصد کاهش دهند، ضایعات را کم کنند و کیفیت محصولات را بهبود ببخشند. یکی از کاربردهای کلیدی هوش مصنوعی، نگهداری پیشبینیکننده (Predictive Maintenance) است. این روش با تحلیل دادههای حسگرهای صنعتی، مانند دما یا فشار تجهیزات، خرابیها را قبل از وقوع پیشبینی میکند و از توقف خطوط تولید جلوگیری میکند. این موضوع برای صنایعی مانند نفت و گاز، پتروشیمی و خودروسازی بسیار مهم است، زیرا هر توقف میتواند ضررهای سنگینی به همراه داشته باشد.
برای مثال، در صنعت نفت و گاز، که بیش از نیمی از صادرات ایران را تشکیل میدهد، هوش مصنوعی با بررسی دادههای سنسورهای حفاری میتواند بهرهوری استخراج را ۱۰ تا ۱۵ درصد افزایش دهد و هزینهها را کاهش دهد. شرکت مشاوره Accenture در گزارش ۲۰۲۱ خود اعلام کرده که این فناوری در صنعت انرژی میتواند هزینههای تعمیر را تا ۳۰ درصد کاهش دهد. کشورهایی مانند عربستان سعودی و نروژ از این روش استفاده کردهاند و توانستهاند تولید نفت خود را بهینهتر کنند. به عنوان نمونه، شرکت آرامکو در عربستان با هوش مصنوعی هزینه استخراج هر بشکه را ۲ دلار کمتر کرده و از افت فشار چاهها جلوگیری کرده است. ایران هم، که روزانه ۳.۸ میلیون بشکه نفت تولید میکند، اگر ۱۰ درصد بهرهوری خود را افزایش دهد، میتواند سالانه میلیاردها دلار درآمد اضافی بدست آورد.
در صنعت خودروسازی نیز به همین شکل هوش مصنوعی میتواند هزینهها کاهش دهد. ایران خودرو و سایپا سالانه حدود ۱ میلیون خودرو تولید میکنند و با هوش مصنوعی میتوانند خرابی خطوط تولید را پیشبینی کنند و کیفیت خودروها را بهبود ببخشند. به عنوان مثال، شرکت فورد در آمریکا با این روش ضایعات را ۲۵ درصد کاهش داده و سرعت تولید را افزایش داده است. اگر ایران این تجربه را تکرار کند، هزینهها کاهش مییابد و محصولاتش در بازار رقابتپذیرتر میشوند.
۲. تحول در بخش کشاورزی و امنیت غذایی
کشاورزی هوشمند یکی از حوزههای کلیدی است که هوش مصنوعی میتواند تحول اساسی در آن ایجاد کند و برای ایران، با توجه به شرایط خاصش، فرصت مهمی به شمار میرود. این فناوری از طریق الگوریتمهای یادگیری ماشین، بینایی کامپیوتری، و تحلیل دادههای حسگرها، امکان پیشبینی آفات و بیماریهای گیاهی، مدیریت بهینه منابع آب، و افزایش بازدهی تولیدات کشاورزی را فراهم میکند. چنین پیشرفتی نهتنها تولید را افزایش میدهد، بلکه به تقویت امنیت غذایی نیز کمک میکند.
بر اساس تحقیقات سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO) در گزارش سال ۲۰۲۳، فناوریهای مبتنی بر هوش مصنوعی میتوانند مصرف آب را تا ۲۵ درصد کاهش دهند و میزان تولید محصولات زراعی را تا ۲۰ درصد افزایش دهند. این نتایج از تحلیل دادههایی مانند شرایط هواشناسی، رطوبت خاک، و نیازهای گیاهان به دست آمده و در کشورهایی مانند هند و برزیل آزمایش شده است. به عنوان مثال، در ایالت ماهاراشترای هند، پروژهای مبتنی بر کشاورزی هوشمند با استفاده از هوش مصنوعی، مصرف آب را ۳۰ درصد کاهش داده و تولید پنبه را ۲۲ درصد افزایش داده است. این فناوری با تعیین زمان دقیق آبیاری و مقدار مورد نیاز، از هدررفت آب جلوگیری میکند و در مناطق دچار خشکسالی، راهکاری مؤثر ارائه میدهد.
با توجه به اینکه کشور ما سالهاست با بحران کمآبی مواجه است، میتواند از این ظرفیت بهرهمند شود. بر اساس گزارش وزارت جهاد کشاورزی در سال ۱۴۰۲، حدود ۹۰ درصد آب کشور در بخش کشاورزی مصرف میشود، اما بهرهوری این مصرف تنها ۴۰ درصد است. هوش مصنوعی با سیستمهای آبیاری هوشمند، مانند آبیاری قطرهای مجهز به تحلیل دادههای AI، میتواند این چالش را برطرف کند.
همچنین برخی از مطالعات جهانی نشان میدهد که این روش، تولید را تا ۲۵ درصد افزایش داده و مصرف آب را ۲۰ درصد کاهش داده است. اگر ایران این فناوری را در اراضی کشاورزی خود، بهویژه در استانهایی مانند خوزستان و فارس، پیادهسازی کند، میتواند تولید محصولات استراتژیک نظیر گندم، برنج، و پسته را بهطور قابلتوجهی بهبود ببخشد.
برای نمونه، تولید گندم، که پایه امنیت غذایی ایران را تشکیل میدهد، در حال حاضر حدود ۱۱ میلیون تن در سال است. در صورتی که ما بتوانیم با کمک هوش مصنوعی افزایش ۲۰ درصدی معادل ۲.۲ میلیون تن در تولید گندم داشته باشیم میتوانیم وابستگی به واردات را کاهش دهیم.
کشت دقیق (Precision Farming) نیز یکی دیگر از کاربردهای هوش مصنوعی است که با استفاده از پهپادها و تصاویر ماهوارهای تحلیلشده توسط هوش مصنوعی، به کشاورزان کمک میکند تا محل دقیق استفاده از کود، زمان سمپاشی، و مقدار آب مورد نیاز را تعیین کنند. شرکت John Deere در آمریکا با این روش، بازده مزارع ذرت را تا ۱۵ درصد افزایش داده است. در ایران، که زمینهای کشاورزی از نظر اندازه و نوع کشت متنوع هستند، این فناوری میتواند به کشاورزان کوچک و بزرگ امکان دهد هزینهها را کاهش دهند و تولید را بالا ببرند.
با این حال، تحقق این ظرفیتها نیازمند سرمایهگذاری است. ایران باید حسگرهای هوشمند، نرمافزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی، و زیرساختهای دیجیتال را توسعه دهد. سرعت کنونی اینترنت در کشور، که ۲۰ مگابیت بر ثانیه است برای اجرای گسترده این فناوری کافی نیست و نیازمند ارتقاست. همچنین، آموزش کشاورزان و بهرهگیری از نیروی انسانی تحصیلکرده میتواند این فناوری را به مزارع منتقل کند. اگر این اقدامات انجام شود، هوش مصنوعی نهتنها تولید ایران را افزایش میدهد، بلکه به تحقق هدف رشد ۸ درصدی برنامه هفتم توسعه و دستیابی به امنیت غذایی پایدار کمک خواهد کرد.