محمد روشنی – دانشجوی کارشناسی ارشد پیوسته حقوق دانشگاه امام صادق | در دنیای معاصر، نهادهای اقتصادی نقش اساسی در فرآیند توسعه و پیشرفت اجتماعی ایفا میکنند. یکی از این نهادها که بهویژه در دهههای اخیر توجه بسیاری را به خود جلب کرده است، تعاونیها هستند. تعاونیها بهعنوان ساختارهایی اقتصادی که بر پایه مشارکت جمعی و خودگردانی اعضا بنیانگذاری میشوند، میتوانند به عنوان ابزاری مؤثر در تحقق توسعه پایدار و پیشرفت اقتصادی در جوامع مختلف عمل کنند. به عنوان یک استاد و مشاور در این حوزه، در این یادداشت تحلیلی قصد داریم به بررسی نقش تعاونیها در اقتصاد و توسعه پایدار پرداخته و تأثیرات آنها را در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی تحلیل کنیم. همچنین، به موانع و چالشهای پیشروی این نهادها و راهکارهای تقویت آنها در مسیر توسعه پایدار خواهیم پرداخت.
مفهوم و تاریخچه تعاونیها
تعاونیها سازمانهایی اقتصادی و اجتماعی هستند که با هدف تأمین منافع مشترک اعضا و بر اساس اصولی همچون خودگردانی، مشارکت دموکراتیک و سود عادلانه شکل میگیرند. به عبارت دیگر، تعاونیها ساختارهایی هستند که در آنها اعضا بهصورت جمعی منابع مالی، انسانی و فنی را به کار میگیرند تا نیازهای اقتصادی خود را برآورده سازند. این نهادها از مدلهایی اقتصادی متفاوت از مدلهای مرسوم شرکتهای خصوصی و دولتی برخوردارند و عموماً در حوزههایی مانند کشاورزی، مسکن، خدمات اجتماعی، بهداشت و آموزش فعالیت میکنند.
تاریخچه تعاونیها به دوران انقلاب صنعتی در قرن نوزدهم برمیگردد. در این دوره، کارگران صنعتی و طبقات فقیر جامعه برای مقابله با شرایط نامساعد اقتصادی و اجتماعی، به تأسیس تعاونیها روی آوردند. نخستین تعاونیها در انگلستان به ویژه در صنعت خرده فروشی و کشاورزی ظهور کردند و از آن زمان، این مدل اقتصادی به تدریج در کشورهای مختلف گسترش یافت. به ویژه در ایران، تعاونیها پس از انقلاب اسلامی و در راستای سیاستهای اقتصادی مقاومتی و توسعه محلی رشد یافتند.
ویژگیهای ساختاری و اقتصادی تعاونیها
یکی از ویژگیهای برجسته تعاونیها، «مشارکت دموکراتیک» است. این ویژگی به این معناست که اعضا در تصمیمگیریها و مدیریت تعاونیها نقش فعال دارند و سهم هر عضو در سود و زیان تعاونی براساس میزان مشارکت او تعیین میشود. این ساختار بهویژه در مقایسه با شرکتهای خصوصی، که در آنها کنترل و مالکیت به دست یک گروه کوچک از سهامداران است، از مزیتهای چشمگیری برخوردار است. این مشارکت دموکراتیک نه تنها موجب افزایش حس مسئولیتپذیری در اعضا میشود، بلکه میتواند به کاهش نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی در جامعه کمک کند.
از نظر اقتصادی، تعاونیها به دلیل ساختار خود، میتوانند در مقایسه با شرکتهای بزرگ، بهرهوری بالاتری داشته باشند. این امر بهویژه در شرایطی که منابع محدود هستند، حائز اهمیت است. تعاونیها بهدلیل اینکه معمولاً در مقیاسهای کوچکتر و در حوزههای خاص اقتصادی فعالیت میکنند، میتوانند از هزینههای کمتری برخوردار شوند و همین امر به آنها این امکان را میدهد که در برابر نوسانات اقتصادی و بحرانها انعطافپذیرتر عمل کنند. همچنین، تعاونیها در مقایسه با شرکتهای بزرگ و غولپیکر، میتوانند از سود بهدستآمده بهطور عادلانهتری بهرهمند شوند و آن را بین اعضای خود توزیع کنند.
نقش تعاونیها در پیشرفت اقتصادی
تعاونیها میتوانند در توسعه اقتصادی کشورها و جوامع نقشهای متعددی ایفا کنند که در ادامه به مهمترین آنها پرداخته میشود:
1- ایجاد اشتغال و کاهش فقر: یکی از مهمترین نقشهای تعاونیها در توسعه اقتصادی، ایجاد اشتغال و کاهش فقر در جوامع است. در بسیاری از جوامع، بهویژه در مناطق روستایی و کمتر توسعهیافته، تعاونیها میتوانند با تأسیس واحدهای تولیدی کوچک و ایجاد فرصتهای شغلی، نقش چشمگیری در کاهش بیکاری و فقر ایفا کنند. علاوه بر این، با توجه به اینکه اعضای تعاونیها معمولاً از جوامع محلی هستند، این نوع اشتغال، به تقویت اقتصاد محلی و کاهش مهاجرتهای بیرویه به شهرها کمک میکند.
2- توسعه پایدار و استفاده بهینه از منابع: تعاونیها بهویژه در بخشهایی مانند کشاورزی، شیلات، جنگلداری و انرژیهای تجدیدپذیر میتوانند بهطور مؤثر از منابع طبیعی استفاده کنند و توسعه پایدار را ترویج دهند. در این راستا، بسیاری از تعاونیها با اتخاذ روشهای کشاورزی ارگانیک، کاهش مصرف آب، و استفاده از تکنولوژیهای نوین، میتوانند به حفظ محیط زیست کمک کنند. بهطور خاص، تعاونیهای کشاورزی و تولیدی با استفاده از شیوههای پایدار میتوانند در کاهش آلودگیها و محافظت از منابع طبیعی اثرگذار باشند.
3- تقویت تابآوری اقتصادی: یکی دیگر از مزایای تعاونیها، افزایش تابآوری اقتصادی در برابر بحرانها است. در شرایط بحرانهای اقتصادی، تعاونیها به دلیل ساختار انعطافپذیر و مشارکتی خود، میتوانند بهسرعت منابع و ظرفیتهای موجود را هماهنگ کرده و مشکلات پیشآمده را مدیریت کنند. این ویژگی بهویژه در دورههای رکود اقتصادی یا بحرانهای جهانی مانند بحرانهای مالی و شیوع پاندمیها اهمیت دارد.
4- پشتیبانی از نوآوری و کارآفرینی اجتماعی: تعاونیها به دلیل ماهیت غیرانتفاعی خود و ساختار دموکراتیک، میتوانند در توسعه کارآفرینی اجتماعی نقش مؤثری ایفا کنند. این نهادها میتوانند به ایجاد کسبوکارهای اجتماعی کمک کرده و نوآوریهای اجتماعی را ترویج دهند. بهویژه در بخشهایی چون آموزش، بهداشت، و خدمات عمومی، تعاونیها میتوانند به حل مشکلات اجتماعی و اقتصادی کمک کنند و مسیرهایی جدید برای توسعه منابع انسانی و بهبود کیفیت زندگی ایجاد کنند.
تعاونیها و توسعه پایدار
توسعه پایدار بهعنوان مفهومی کلیدی در دنیای معاصر، به معنای توسعهای است که نیازهای امروز را بدون آسیب رساندن به تواناییهای نسلهای آینده برای برآوردن نیازهای خود تأمین میکند. در این راستا، تعاونیها بهعنوان نهادهایی با ساختار اجتماعی و اقتصادی خاص، میتوانند نقش مهمی در تحقق اهداف توسعه پایدار، ایفا کنند.
1- حفاظت از منابع طبیعی و کاهش اثرات زیستمحیطی: تعاونیها به دلیل فعالیتهای خود در بخشهایی مانند کشاورزی، شیلات و منابع طبیعی، میتوانند با اتخاذ شیوههای پایدار، به حفظ محیط زیست کمک کنند. در این زمینه، بسیاری از تعاونیها به کشاورزی ارگانیک، استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر و مدیریت منابع طبیعی بهصورت پایدار پرداختهاند.
2- افزایش عدالت اجتماعی: تعاونیها بهطور مؤثری میتوانند در کاهش نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی و در بهبود وضعیت اقشار کمدرآمد و آسیبپذیر جامعه نقش داشته باشند. با توزیع عادلانه سود و امکانات، تعاونیها بهطور مستقیم به ایجاد عدالت اجتماعی کمک میکنند. این نهادها همچنین میتوانند به مشارکت دموکراتیک در فرآیندهای تصمیمگیری کمک کرده و به تقویت سرمایه اجتماعی بپردازند.
3- تقویت توانمندیهای محلی: تعاونیها با تکیه بر منابع محلی و مدیریت خودگردان، میتوانند به تقویت اقتصاد محلی کمک کنند و فرآیندهای توسعه پایدار را در سطوح مختلف از جمله خانوارها، جوامع و مناطق محلی تسهیل کنند.
چالشها و موانع پیشروی تعاونیها
با وجود تمامی مزایا و پتانسیلهایی که تعاونیها دارند، این نهادها با چالشها و موانعی نیز روبهرو هستند که میتواند بر اثربخشی آنها تأثیرگذار باشد. مهمترین این چالشها عبارتند از:
1- کمبود مهارتهای مدیریتی: بسیاری از تعاونیها به دلیل کمبود تجربه و مهارتهای مدیریتی در مواجهه با چالشهای اقتصادی و اجتماعی، ممکن است در اجرای پروژهها و حفظ پایداری خود با مشکلاتی روبهرو شوند. آموزشهای مدیریتی و فراهم کردن زیرساختهای آموزشی برای اعضای تعاونیها میتواند این مشکل را تا حد زیادی برطرف کند.
2- محدودیت در دسترسی به منابع مالی: تعاونیها در مقایسه با شرکتهای بزرگ و دولتی ممکن است دسترسی محدودی به منابع مالی داشته باشند. این امر میتواند مانع از گسترش فعالیتهای آنها و جذب سرمایهگذاران شود. تسهیل دسترسی به منابع مالی و ایجاد سیستمهای حمایتی از سوی دولتها و نهادهای مالی میتواند این مشکل را کاهش دهد.
3- مقاومت در برابر تغییرات: بسیاری از تعاونیها بهویژه در بخشهای سنتی، در برابر پذیرش تغییرات و نوآوریها مقاوم هستند. بهویژه در شرایط جهانیشدن و تحولات تکنولوژیک، تعاونیها باید بتوانند خود را با تغییرات بازار و فناوریها هماهنگ کنند تا توان رقابتی خود را حفظ کنند. نقش تعاونیها در ایجاد اشتغال پایدار، کاهش فقر و نابرابریهای اجتماعی، و ارتقاء دسترسی به منابع برای گروههای آسیبپذیر جامعه غیرقابل انکار است. این مدلها نه تنها در جوامع توسعهیافته بلکه در کشورهای در حال توسعه نیز به عنوان یک راهکار مؤثر برای مقابله با بحرانهای اقتصادی و اجتماعی شناخته میشوند. به عنوان مثال، تعاونیهای کشاورزی، تعاونیهای مصرفی و تولیدی میتوانند در ایجاد فرصتهای شغلی و تقویت خودکفایی اقتصادی به جوامع محلی کمک کنند. علاوه بر این، تعاونیها به دلیل رویکرد خود در توجه به منافع بلندمدت و مسئولیتهای زیستمحیطی، در راستای توسعه پایدار قرار دارند. از طریق مدیریت منابع به شیوهای اخلاقی و مسئولانه، تعاونیها میتوانند به کاهش اثرات منفی زیستمحیطی کمک کرده و به حفظ منابع طبیعی برای نسلهای آینده بپردازند.
راهکارها و اصول فعالسازی تعاونیها
برای فعالسازی تعاونیها در راستای بهبود اقتصاد و توسعه پایدار، باید به تحلیل دقیق و عمیقتری از ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی پرداخته شود. در این راستا، به تعدادی از اصول و راهکارهای کلیدی اشاره میشود:
1- حمایت قانونی و سیاستگذاری مناسب
- قوانین حمایتی و چارچوبهای قانونی: دولت باید در چارچوب قوانین خود از تعاونیها حمایت کند. این حمایتها شامل معافیتهای مالیاتی، تسهیل در فرآیند ثبت و تأسیس، تسهیلات دولتی برای قرضدهی به تعاونیها، و ضمانتهای دولتی در زمینه وامها است. همچنین لازم است که قوانین از تسهیل در فعالیتهای تعاونیها و مقابله با ریسکهای غیرضروری حمایت کنند.
- تدوین استراتژیهای توسعه پایدار: یکی از نقشهای کلیدی دولتها در این زمینه، تدوین سیاستهای توسعهای است که از تعاونیها بهویژه در بخشهای کشاورزی، صنعتی، و خدماتی حمایت کند و آنها را در مسیر رشد و تکامل پایدار قرار دهد.
2- توانمندسازی و آموزش نیروی انسانی
- برنامههای آموزشی هدفمند: توسعه توانمندیهای مدیریتی، فنی و بازاریابی برای اعضای تعاونیها یکی از ارکان ضروری است. تعاونیها بهویژه در مراحل ابتدایی نیازمند آموزش در زمینههای مختلفی چون مدیریت مالی، تئوریهای بازاریابی، تحلیل بازار، و قوانین تجاری هستند. این آموزشها باید بهصورت دورهای و با همکاری دانشگاهها و مراکز آموزشی دولتی و خصوصی انجام شود.
- مدیریت مبتنی بر همکاری و شفافیت: تربیت مدیران تعاونیها بهویژه در زمینههای شفافیت، تصمیمگیری جمعی، و اصول همکاری ضروری است. در این راستا باید به مدیران تعاونیها آموزشهایی در زمینههای فنی، مالی و انسانی داده شود.
3- توسعه زیرساختهای فناوری و اطلاعات
- استفاده از فناوریهای نوین: استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات میتواند به تعاونیها کمک کند تا بهرهوری بیشتری داشته باشند. نرمافزارهای مدیریت منابع، سیستمهای اطلاعاتی بازاریابی، و فروش آنلاین میتوانند به تعاونیها در بهینهسازی فرآیندها و کاهش هزینهها کمک کنند.
- دسترسی به دادهها و تحلیلهای اقتصادی: تعاونیها باید دسترسی به دادههای اقتصادی دقیق و بهروز داشته باشند تا بتوانند تصمیمات استراتژیک مناسبی بگیرند. بر این اساس، بانکهای اطلاعاتی و منابع تحلیل اقتصادی در اختیار تعاونیها قرار گیرد تا از اطلاعات بازار و روندهای اقتصادی استفاده کنند.
4- حمایت از تعاونیها در بخشهای استراتژیک و پایدار
- اقتصاد سبز و کشاورزی پایدار: تعاونیها میتوانند بهویژه در بخش کشاورزی و صنعتهای زیستمحیطی نظیر تولید انرژیهای تجدیدپذیر، کشاورزی ارگانیک، بازیافت و تصفیه آب، نقش مهمی ایفا کنند. دولتها باید تعاونیها را به سمت این بخشها هدایت کنند و تسهیلات و معافیتهای مالیاتی ارائه دهند.
تعاونیها بهعنوان نهادهایی با ویژگیهای خاص و متفاوت از سایر مدلهای اقتصادی، میتوانند نقشی حیاتی در پیشرفت اقتصادی و توسعه پایدار ایفا کنند. آنها با ایجاد اشتغال، کاهش فقر، حمایت از نوآوریهای اجتماعی، و ترویج شیوههای پایدار، میتوانند به حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی در جوامع کمک کنند. بهرغم چالشها و موانع موجود، تقویت این نهادها از طریق آموزشهای مدیریتی، دسترسی به منابع مالی، و حمایتهای دولتی میتواند به افزایش کارایی و اثربخشی آنها در مسیر توسعه پایدار منجر شود. تعاونیها با توانمندیهای بالقوه خود میتوانند بهعنوان ابزارهای کلیدی در دستیابی به توسعهای متوازن، عادلانه و پایدار در جوامع مختلف عمل کنند. با این حال، چالشهایی نظیر کمبود منابع مالی، فقدان آگاهی عمومی و ضعف در حمایتهای قانونی و سیاستی، موانعی جدی در مسیر رشد و توسعه تعاونیها ایجاد کرده است. برای غلبه بر این چالشها، ضروری است که دولتها، نهادهای بینالمللی و جوامع محلی سیاستهای حمایتی کارآمدی را برای تقویت این مدلهای اقتصادی تدوین کنند.