سید مرتضی آل سید غفور – پژوهشگر اقتصادی | رشد اقتصادی یکی از مهمترین شاخصها برای سنجش عملکرد اقتصادی کشور است. این شاخص همانند یک دما سنج نشان دهنده وضعیت اقتصادی در یک بازه زمانی مشخص است. رشد اقتصادی از تغییر در تولید ناخالص داخلی یا همان GDP بدست می آید. رشد اقتصادی بالاتر معمولاً به معنای افزایش درآمد، اشتغال و رفاه در عموم افراد جامعه است. در ایران، روند رشد اقتصادی طی دهههای اخیر نوسانات بسیاری را تجربه کرده است. از رشدهای منفی در دوران جنگ و تحریم تا رشدهای بالای در برخی سالهای خاص. اما آنچه امروز اهمیت دارد، هدفگذاری برای رشد اقتصادی پایدار و مستمر است. چند سالی است دولت مردان از هدفگذاری ۸ درصدی برای رشد اقتصادی کشور صحبت می کنند اما تحقق این هدف تنها با سیاستهای دولتی ممکن نیست و مشارکت فعال مردم و بخش خصوصی را طلب میکند.
مروری بر وضعیت رشد اقتصادی ایران
نرخ رشد اقتصادی ایران طی دهههای گذشته تحت تأثیر عوامل مختلفی مانند تحولات سیاسی، جنگ، تحریمها و رونق نفتی قرار داشته است. پایینترین رشد اقتصادی کشور در سالهای ۱۳۵۷ و ۱۳۵۹ با نرخهای منفی ۲۷ و ۲۸ درصد ثبت شده است که مشخصا مربوط به آثار سیاسی بوده و امری موقت بوده است. کما اینکه دو سال بعد یعنی در سال ۱۳۶۱ اقتصاد کشور رشدی ۳۴ درصدی را تجربه کرد که ناشی از کاهش اثرات اولیه انقلاب و بازسازی اقتصادی بود. در دهه ۱۳۶۰، جنگ تحمیلی مانع رشد پایدار اقتصاد شد، اما با پایان جنگ، اقتصاد ایران وارد دورهای از بهبود نسبی شد.
در دهه ۱۳۸۰، افزایش درآمدهای نفتی منجر به ثبت رشدهای اقتصادی بالا شد؛ بهعنوان مثال، در سال ۱۳۸۲ رشد اقتصادی ۱۰.۲ درصد و در سال ۱۳۸۶ نزدیک به ۱۲ درصد ثبت شد. این دوره با ثبات نسبی در سیاستهای اقتصادی و عدم اعمال تحریمهای گسترده همراه بود. اما در دهه ۹۰ با تشدید تحریمهای بینالمللی اقتصاد کشور دچار افت شدید شد. در سال ۱۳۹۰ رشد اقتصادی منفی ۹.۴ درصد ثبت شد. پس از امضای برجام در سال ۱۳۹۴، تحریمها کاهش یافتند و در سال ۱۳۹۵ رشد اقتصادی ۱۴.۷ درصدی ثبت شد. با این حال، این روند پایدار نماند و خروج یک طرفه آمریکا از برجام در سال ۱۳۹۷ مجدداً اقتصاد کشور را با رکود مواجه کرد.
همان طور که از وقایع بالا مشخص است در بیشتر سالها پیش از تغییر در بخش حقیقی اقتصاد، صرفا با اخبار سیاسی و تغییر در انتظارات مردم، رشد اقتصادی با نوسانات شدید رو به رو می شود. این امر حاکی از اهمیت بالای مردم و انتظارات آنان در رشد اقتصادی است.
نقش انتظارات مردم در رشد اقتصادی
انتظارات مردم نقش مهمی در تصمیمگیریهای اقتصادی دارد. اگر مردم نسبت به آینده اقتصادی کشور خوشبین باشند، سرمایهگذاری و مصرف افزایش پیدا میکند و در نتیجه، اقتصاد رشد میکند. اما اگر مردم نسبت به آینده اقتصاد بدبین باشند، تمایل به پسانداز افزایش یافته و مصرف و سرمایهگذاری کاهش مییابد. این موضوع بهویژه در سالهای اخیر که نااطمینانیهای اقتصادی افزایش یافته، اهمیت بیشتری پیدا کرده است. بنابراین، دولت و رسانهها باید در راستای ایجاد امید و اعتماد اقتصادی در جامعه تلاش کنند تا مردم انگیزه بیشتری برای مشارکت اقتصادی داشته باشند.
مردم چگونه میتوانند به رشد اقتصادی کمک کنند؟
برای دستیابی به رشد اقتصادی ۸ درصدی، تنها سیاستهای دولتی کافی نیست و مردم نیز باید نقش فعالی ایفا کنند. برخی از اقدامات کلیدی که مردم میتوانند انجام دهند، عبارتند از:
- افزایش بهرهوری در کار: نیروی کار متخصص و کارآمد یکی از مهمترین عوامل رشد اقتصادی است. ارتقای مهارتهای فردی و افزایش بهرهوری در محیط کار میتواند به رشد اقتصادی کمک کند.
- سرمایهگذاری در تولید داخلی: مردم با سرمایهگذاری در شرکتهای داخلی، از طریق خرید سهام یا راهاندازی کسبوکارهای جدید، میتوانند به توسعه اقتصادی کشور کمک کنند. بدیهی است این امر با اعتماد سازی دولت و تنها با رفع ریسک های سرمایه گذاری امکان پذیر خواهد بود.
- حمایت از تولید ملی: مصرف کالاهای داخلی به رشد تولید و اشتغال کمک کرده و وابستگی اقتصاد به واردات را کاهش میدهد.
- پرداخت مالیات: فرار مالیاتی یکی از مشکلات اقتصاد ایران است. پرداخت مالیات به تأمین منابع مالی دولت برای اجرای پروژههای زیربنایی کمک خواهد کرد. متاسفانه دولت ها در ایران از دیر باز با اتکا با درآمد های نفتی اهداف خود را جلو برده اند. این امر سبب شده که آنان خود را از درآمد مالیاتی بی نیاز بدانند و برای بهبود آن بی انگیزه شوند. این عمل در بلند مدت باعث اثر گذاری مستقیم شوک های قیمت نفت بر درآمد دولت و بودجه کشور می شود.
- کاهش فعالیتهای غیرمولد اقتصادی: افزایش قیمت متناوب دارایی هایی مانند طلا و دلار باعث علاقه بیش از حد سرمایه گذاران خرد و کلان به این حوزه شده است. سرمایه ای که با ورود به حوزه های مولد می تواند در رسیدن به هدف رشد ۸ درصدی نقشی در رنگ داشته باشد. در گذشته برای ایجاد انگیزه در سرمایه گذاران راه هایی همانند حساب ارزی برنامه ریزی شده است که برای رسیدن به این مهم کافی نبوده و عزم بیشتر دولت و بانک مرکزی را طلب میکند.
- فرهنگ کارآفرینی: کارآفرینی و نوآوری، کلید توسعه اقتصادی هستند. حمایت از استارتاپها و کسبوکارهای نوپا میتواند به ایجاد اشتغال و رشد اقتصادی کمک کند. امری که با مقررات زدایی از کسب و کار ها در دولت پیشین آغاز شده و هنوز تا رسیدن به نقطه قابل قبول فاصله بسیاری دارد.
ضرورت همگرایی دولت و مردم
تحقق رشد اقتصادی ۸ درصدی نیازمند همگرایی و همکاری میان دولت و مردم است. دولت باید سیاستهای اقتصادی را به گونهای تنظیم کند که مردم انگیزه کافی برای سرمایهگذاری و فعالیت اقتصادی داشته باشند. بهبود فضای کسبوکار، کاهش موانع بوروکراتیک و ایجاد ثبات در سیاستهای اقتصادی از جمله اقداماتی است که دولت میتواند انجام دهد. در مقابل، مردم نیز با مشارکت فعال در فعالیتهای اقتصادی، حمایت از تولید داخلی و افزایش بهرهوری میتوانند نقش مهمی در رشد اقتصادی ایفا کنند.
رشد اقتصادی ۸ درصدی هدفی چالشبرانگیز اما قابل تحقق است. تجربه سالهای گذشته نشان داده که رشد اقتصادی پایدار نیازمند سیاستگذاری صحیح، توسعه صنعتی و همکاری همهجانبه دولت و مردم است. مردم با بهبود بهرهوری، حمایت از تولید ملی، سرمایهگذاری در بخشهای مولد و کاهش وابستگی به بازارهای غیرمولد میتوانند در این مسیر نقش کلیدی داشته باشند. در نهایت، ایجاد فضای امید و اعتماد در جامعه، میتواند موجب تحرک اقتصادی و دستیابی به رشد پایدار شود.