فرونشست زمین به عنوان یکی از جدیترین مخاطرات زیستمحیطی و زیرساختی در ایران، امروز به مرحلهای رسیده که نه تنها کارشناسان حوزه آب و خاک، بلکه سیاستگذاران و مدیران کشور را نیز به شدت نگران کرده است. گزارش اخیر مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی نشان میدهد ایران پس از دو کشور دیگر، در رتبه سوم جهان از نظر گستردگی فرونشست قرار دارد؛ پدیدهای که پیامدهای آن در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و حتی امنیتی قابل چشمپوشی نیست.
اصلیترین عامل این بحران در کشور، افت شدید سطح آبهای زیرزمینی است. برداشتهای بیرویه و بیبرنامه از سفرههای آب زیرزمینی در چهار دهه گذشته، باعث شده در بسیاری مناطق سطح آب از ۲۰ تا ۳۰ متر به بیش از ۱۲۰ متر سقوط کند. این افت شدید، به تعبیر کارشناسان، معادل بیلان منفی عظیمی است که حجم آن با پر شدن کانالی به طول فاصله دریای مازندران تا دریای عمان، عرض یک کیلومتر و عمق ۱۰۰ متر برابری میکند. چنین تشبیهی بهخوبی ابعاد فاجعه را برای افکار عمومی روشن میسازد.
پیامدهای فرونشست تنها محدود به از دست رفتن منابع آبی نیست؛ بلکه این پدیده دشتهای حاصلخیز کشور را از بین میبرد و بهشکل جبرانناپذیری کشاورزی ایران را تهدید میکند. از سوی دیگر، آثار تاریخی ارزشمند ایران که بخشی از هویت ملی و سرمایه فرهنگی کشور محسوب میشوند، در معرض آسیب قرار گرفتهاند. همچنین، زیرساختهای حیاتی مانند خطوط ریلی و جادهای به شدت از تغییر شکل زمین متأثر میشوند؛ موضوعی که میتواند در آینده نزدیک خسارتهای سنگینی بر اقتصاد حملونقل و ایمنی سفرهای داخلی وارد آورد.
گستردگی این پدیده در سطح کشور نگرانکننده است. در استان گلستان وسیعترین پهنه فرونشستی شناسایی شده است، اما نشانههای مشابه در بسیاری از استانهای دیگر نیز مشاهده میشود.
کاهش برداشتهای بیرویه، مدیریت هوشمندانه منابع آب، تغییر الگوی کشت و جایگزینی شیوههای نوین آبیاری، از جمله اقداماتی هستند که باید در کوتاهترین زمان ممکن عملی شوند. در کنار آن، آگاهیبخشی عمومی و جلب مشارکت کشاورزان و مردم محلی نقش کلیدی دارد، زیرا بدون همکاری جامعه، هیچ سیاستی به نتیجه نخواهد رسید.
فرونشست زمین، در واقع هشدار طبیعت به ماست. اگر امروز با واقعبینی و مسئولیتپذیری به مقابله با آن نپردازیم، فردا دیگر نه تنها دشتهای حاصلخیز، بلکه بخش مهمی از آینده کشورمان را از دست خواهیم داد.